X
تبلیغات
نماشا
رایتل

classmate

همکلاسی
جمعه 5 آذر‌ماه سال 1389

حرف های ما هنوز نا تمام

حرف های ما هنوز نا تمام . تا نگاه می کنی وقت رفتن است
باز هم همان حکایت همیشگی . پیش از آنکه با خبر شوی لحظه عزیمت تو ناگزیر

می شود.
آی.... ای دریغ و حسرت همیشگی . همیشگی..
ناگهان چقدر زو‌‌‌‌‌د دیر می شود....

نظرات (1)
نام :
ایمیل : [پنهان می ماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
شنبه 6 آذر‌ماه سال 1389 ساعت 10:27
+ جان کلود ون دام
زیبا بود به این شعر هم توجه کنید خالی از لطف نیست:
در پیش بی دردان چر افریاد بی حاصل کنم ؟ گر شکوه ایی دارم زدل با یارصاحبدل کنم
در پرده سوزم همچو گل در سینه جوشم همچو مل * من شمع رسوا نیستم تاگریه در محفل کنم
اول کنم اندیشه ای تابرگزینم پیشه ایی *اخر به یک پیمانه می اندیشه را باطل کنم
زانرو ستانم جام را ان مایه ارام را *تا خویشتن را لحظه از خویشتن غافل کنم
از گل شنیدی بوی او مسانه رفتم سوی او *تاچون غبار کوی اودر کوی جان منزل کنم
روشنگری افلاکیم چون افتاب از پاکیم *خاکی نیم تا خویش را سرگرم آب وگل کنم
غرق تمنای توام موجی زدریای توام *من نخل سرکش نیستم تا خانه در ساحل کنم
دانم که توسرو سهی از دل نداری اگهی *چند از غم دل چون رهی فریاد بی حاصل کنم depatemam of mecanic engeneering of sh.bahonar kerman
امتیاز: 0 0