X
تبلیغات
نماشا
رایتل

classmate

همکلاسی
دوشنبه 4 مهر‌ماه سال 1390

نتیجه وقت شناس نبودن!!!!!!

داستان کوتاه نتیجه وقت نشناس بودن

در مراسم تودیع پدر پابلو، کشیشی که ۳۰ سال در کلیسای شهر کوچکی خدمت کرده و بازنشسته شده بود، از یکی‌ از سیاستمداران اهل محل برای سخنرانی دعوت شده بود.
در روز موعود، مهمان سیاستمدار تاخیر داشت و بنابرین کشیش تصمیم گرفت کمی‌ برای مستمعین صحبت کند.

پشت میکروفن قرار گرفته و گفت: ۳۰ سال قبل وارد این شهر شدم.
انگار همین دیروز بود.
راستش را بخواهید، اولین کسی‌ که برای اعتراف وارد کلیسا شد، مرا به وحشت انداخت.
به دزدی هایش، باج گیری، رشوه خواری، هوس رانی‌، زنا با محارم و هر گناه دیگری که تصور کنید اعتراف کرد.
آن روز فکر کردم که جناب اسقف اعظم مرا به بدترین نقطه زمین فرستاده است ولی‌ با گذشت زمان و آشنایی با بقیه اهل محل دریافتم که در اشتباه بوده‌ام و این شهر مردمی نیک دارد.

در این لحظه سیاستمدار وارد کلیسا شده و از او خواستند که پشت میکروفن قرار گیرد.
در ابتدا از اینکه تاخیر داشت عذر خواهی‌ کرد و سپس گفت که به یاد دارد که زمانیکه پدر پابلو وارد شهر شد، من اولین کسی‌ بود که برای اعتراف مراجعه کردم.

نظرات (2)
نام :
ایمیل : [پنهان می ماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
دوشنبه 4 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 13:51
+
پس سعی کن وقت شناس باشی جناب
امتیاز: 0 0
پاسخ:
از تو وقت شناس ترم!!!!!!!!
سه‌شنبه 5 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 18:56
+
نظر سنجی کار جالبیه به شرط اینکه اطاق فکری هم برای طرح سوال باشه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بله ،صد البته در نظرسنجی های بعدی اطاق فکری میذاریم،این فقط برای شروع بود