X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

classmate

همکلاسی
دوشنبه 15 خرداد‌ماه سال 1391

پست پستِ آخر


گفتم: «ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریبگفت: «در دنبال دل ره گم کند مسکین غریب»
خفته بر سنجاب شاهی نازنینی را چه غمگر ز خار و خاره سازد بستر و بالین غریب
ای که در زنجیر زلفت جای چندین آشناستخوش فتاد آن خال مشکین بر رخ رنگین غریب
بس غریب افتاده است آن مور خط گرد رختگر چه نبود در نگارستان خط مشکین غریب
گفتم «ای شام غریبان طره شبرنگ تودر سحرگاهان حذر کن چون بنالد این غریب»
گفت «غریبا! آشنایان در مقام حیرتنددور نبود گر نشیند خسته و مسکین غریب»

 میم حرف اول محبت است آنجا که نام کوچک من آغار می شود...



فرصت گذشت و حرف دلم ناتمام ماند
نفرین و آفرین و دعا در گلو شکست

تا آمدم که با تو خداحافظی کنم
بغضم امان نداد و خدا... در گلو شکست

حرف نا تمام



حسرت همیشگی حرفهای ما هنوز ناتمام… تا نگاه می کنی: وقت رفتن است بازهم همان حکایت همیشگی ! پیش از آنکه با خبر شوی لحظه ی عزیمت تو ناگزیر می شود آی… ناگهان چقدر زود دیر می شود!


نظرات (8)
نام :
ایمیل : [پنهان می ماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
دوشنبه 15 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 21:13
+ فریبا
مهاجریم
در امتداد جاده ی غربت
در ثانیه شمارشهر پرازدحام
ره می پوییم
به این سو و ان سو
شکسته و تنها
مثل مسافری گم کرده منزل
از هر عابری
لگد می خوریم
با چشم گریان
با نفرتی بر لب
محصولی هستیم
که داس اغیار
می خواهد از ریشه قطعمان کند
اما
ما با آسمان
پیوند جاودانه داریم
و با زمین نسبت دیرین
آی نامردمان !
روزوداع نزدیک است
روزی که کوله بار خاک گرفته خود را
از خاک شما بر پشت اسبان سفید بار خواهیم کرد
و از جاده هایی
که نقش غربتمان در آن هست
گذر
و روزی که قفل کلبه ما
باکلید امید وا می شود
و عاقبت طلسم غربت
پایان خواهد پذیرفت...

نمیدونم آقای رعنایی داره با چی خداحافظی میکنه!که شما همچین پستی رو در وصف وداع ایشون گذاشتید...
همه ی ما روزی وداع خواهیم کرد٬اما با چه؟با که؟کی؟چگونه؟

!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

اما...

لحظه ها در میان شور حضورت
بی درنگ از پی هم می گذرند
و خط پایان
نزدیک و نزدیک تر میشود
فرصت ها اندکند و مهر تو بسیار
در چنین ظرف اندکی سیراب نمی شود عطش تشنگیم
و سخت است
از دریای تو نوشیدن و بی تاب نگشتن
و چشم فرو بستن از این همه آرامش
اما تقدیر مان چنین مقدر است و لحظه ی وداع آمده
تنها امید وصل توست که مرا تسکین می دهد

امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام خانم سیده حسینی
من هم واقعا نمیدونم علیرضا از چی و از کی داره خداحافظی میکنه.
ولی در هر صورت نمیدونم شما چطور برداشت کردید که پست من در وصف وداع ایشون هست؟ ایشون انسان با تاملی هستند و حتما برای کارشون دلیل دارند ان شاء الله
دوشنبه 15 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 22:55
+ ..
تو دیگه چرا؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
چرا چی؟
سه‌شنبه 16 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 11:57
+ غریب تر از غریب
دکتر سلام:
چرااینقدر نا امید حرف میزنی؟بابا یکیتون درست حرف بزنید ببینم تو و علیرضا چتون شده؟
بجای این حرفا و حسرت گذشته خوردن به فکر حال و آیندت باش نذار این فرصتا هم از دست برن وحسرت حسرت...
از بنده خدا ناامیدی خدا که هست فقط کافیه صداش کنی...
خدا مثل بندش نیست که جواب رد بده یا بی جواب بذارتت...
۱زمانی وقتی متنای که گذاشته بودی میخوندم حس میکردم عاشق بنده خدا شدی ولی الان باخوندن این متن فهمیدم اشتباه کردم آخه عاشق هیچوقت ناامید نمیشه چون بعد از عشق به خدا عاشق بندش هستی....
(اگه حرف از ناامیدیت زدم چون حرف از گذشت فرصت و حسرت ...زدی اینطور برداشت کردم ببخشید اگه اشتباه کردم)


بهشت همیشه انجاست که عشق در انجا ساکن است...
کاشانه ات بهشت باد...

دعایم گرچه گیرا نیست،دعایت میکنم اما!نمیدانم چه میخواهی ،از او خواهم برای تو:هر آنچه در دلت خواهی....
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
فکر می کنم که برداشتتون ناصحیح ست.
خداوند هم عشق است هم عاشق و هم معشوق پس من عاشق معشوقی می شوم که عاشقانه عشق می ورزد.
در کلام من وداع ممدوح نیست بلکه از آن بیزارم.
از این که ما رو در پیشگاه عشق و عاشق و معشوق(خدا) دعا کردید ممنونم
سه‌شنبه 16 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 22:07
+ فریبا
انشاالله...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
إنشاء مصدر فعل «أنشأ» و به معنای (ایجاد کردن ,به وجود آوردن , خلق کردن )است.
طبق این آیه ((إِنَّا أَنشأْنَهُنَّ إِنشاءً))(35.واقعه)ما آنان را به وصفی ناگفتنی ایجاد کردیم .
پس ابراز (انشاءالله) در مواقعی که می خواهیم کاری را انجام دهیم، معنای ایجاد و خلق از سوی ما را القاء می کند، یعنی ما خداوند را ایجاد کرده ایم.(العیاذبالله)
«إن» در (ان شاء الله) حرف شرط و به معنای «اگر» و فعل «شاء» به معنای خواستن و مقدر کردن است.
و ما با نوشتن إن شاء الله به این صورت می گوییم( اگر خداوند مقدر فرمود؛ به خواست خدا).

خانم سیده حسینی این تذکر رو از(بر) این همکلاسی حقیرتون ببخشید
ان شاء الله
چهارشنبه 17 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 01:28
+ غریب تر از غریب
نمیدونم چرا نظرم رو حتی تایید نکردین،واقعا براتون متاسفم.... باتمام وجودم وقت گذاشتم ونظرم گفتم ولی ...خوبه منو نمیشناسی...غریبه نیستم حداقل میدونم برای تو غریبه نیستم. روزی پشیمون میشی که منو نشناختی
حرف آخر :خداحافظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام جناب غریب تر از غریب
اگر نظر شما رو با تاخیر تایید کردم من باب وسواس من در پاسخ در شان و منزلت نظر شما بود که می خواستم بهترین پاسخ رو برایتون داشته باشم
با من از حرف آخر و خداحافظی نگید که من از این وداع ها و درد انتظار برای سلامی دوباره بیزارم.
علی ایحال این تاخر رو بر من ببخشایید.
چهارشنبه 17 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 21:08
+
سلام :
بیمقدمه حرف میزنم،چرا از خداحافظ بیزارید؟معنای قشنگی داره یعنی به خدا میسپارمتون....
البته بیسلام خداحافظی کردن برای من هم سخت هست
این عالیه که عاشق خدا هستید پس اقا محمد خاهشا:

سجده بر سجاده عشاق چون کردی سحر،جان مولا زیر لب اهسته نامم را ببر

یعنی شما هیچوقت عاشق بنده خدا نشدید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

*دیگران را ببخش نه برای اینکه آنها سزاوار بخشش اند بلکه تو مستحق آرامشی*
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بگذار که بر شاخه این صبح دلاویز
بنشینم و از عشق سرودی بسرایم
آنگاه به صد شوق چو مرغان سبکبال
پر گیرم ازین بام و به سوی تو بیایم
خورشید
من نیز چو خورشید دلم زنده به عشق است
راه دل خود را نتوانم که نپویم
هر صبح در آیینه جادویی خورشید
چون می نگرم او
همه من من همه اویم
او روشنی و گرمی بازار وجود است
درسینه من نیز دلی گرم تر از اوست
او یک سر آسوده به بالین ننهادست
من نیز به سر می دوم اندر طلب دوست
ما هر دو در این صبح طربناک بهاری
از خلوت و خاموشی شب پا به فراریم
ما هر دو در آغوش پر از مهر طبیعت
با دیده
جان محو تماشای بهاریم
ما آتش افتاده به نیزار ملالیم
ما عاشق نوریم و سروریم و صفاییم
بگذار که سرمست و غزلخوان من و خورشید
بالی بگشاییم و به سوی تو بیاییم
پنج‌شنبه 18 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 11:00
+ غریب تر از غریب
سلام ببخشید فکر کنم نظر قبلی که بی مقدمه حرف زدم اسمم رو گفتم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

سجده بر سجاده عشاق چون کردی سحر،جان مولا زیر لب اهسته نامم را ببر
پنج‌شنبه 18 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 20:55
+ غریب تر از غریب
فرقی نمیکنه واسه همه دعا کن
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ما عبد سراپا تقصیر محتاج و ملتمس دعاییم.
در هر حال ای کاش نام مبارکتون رو میدونستیم؟