X
تبلیغات
نماشا
رایتل

classmate

همکلاسی
دوشنبه 14 مهر‌ماه سال 1393

یاد گذشته

در دنیایی که امروز با واتس اَپ و وایبر آدما از هم خبردار میشن چه دلیلی داره که به وبلاگ سر زده بشه.

اکنون که می دانم وبلاگ را مخاطبی نیست راحت تر توان نوشتن دارم.

دلم خیلی برای شیراز و دانشگاش تنگ شده،تهران خیلی فرق میکنه با شیراز،اینجا اصلا کسی پیدا نمیشه که بشه باهاش حرف زد.

داشتم پستای قبلی خودم و کامنت ها رو چک می کردم،خیلی خاطرات خوبی بود،البته کلی هم خندیدم.

شاید این آخرین پستی باشه که این وبلاگ به خودش می بینه...

امیدوارم حال همتون خوش باشه،اونایی که ازدواج کردن خوشبخت بشن.

اونا که ارشد قبول شدن براشون متاسفم(برا خودم بیشتر) چون باید دو سال دیگه درس خوند،اونایی هم که قبول نشدن خوش به حالشون به خدا برید با زندگیتون خوش باشید،اونایی هم که سرباز شدن آش نوش جونشون.

بعضی هم اصلا معلوم نبود کدوم وری بودن!!!! هدفشون چی بود!!!!!!

بعضی ها هم که با بعضی دیده شدن!!!!!!

درسته که توی کلاس با خیلیا حتی سلام علیک هم نکردیم ولی همه classmate بودیم.

در آخر هم بیتی از حافظ:

من از بیگانگان دیگر ننالم/که با من هرچه کرد آن آشنا کرد

نظرات (16)
نام :
ایمیل : [پنهان می ماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
دوشنبه 14 مهر‌ماه سال 1393 ساعت 04:14
+ آرش
سلام. من "داستان نویسِ مغرور" اَم. اگه دوس داشتی تبادل لینک.
امتیاز: 0 0
شنبه 19 مهر‌ماه سال 1393 ساعت 21:54
+ رفیق غیر فابریکت
هی یییییییییییییی بغض گلوم گرفت
امتیاز: 2 0
دوشنبه 26 آبان‌ماه سال 1393 ساعت 06:43
+ Stellar
سلام همکلاسی قدیمی،امیدوارم که حالتون خوب باشه.
فکر نمیکردم این وبلاگ دیگه رنگ هیچ پستی به خودش ببینه،چرا که از اردیبهشت 92 هر چی اومدم هیچ پستی ندیدم و حق بدید که ناامید بشم...حالاهم اگه میبینید اومدم به خاطر اینه که یکی از همین همکلاسی ها پست شما رو فرستاد توی گروه اقتصادیای واتساپ...
دلم گرفت از این همه دوری...از این همه بی خبری...از اینکه اینقدر باهم خوب بودیم و الان اینطوری از هم جدا شدیم که حتی احوال.
همو نمیپرسیم...
ای کاش بچه ها دوباره همتی میکردندو وبلاگو راه مینداختند...
امتیاز: 2 0
پاسخ:
سلام همکلاسی ،ممنون، امیدوارم شما هم خوب باشید
بله کاملا حق با شماست و شاید این اقتضای گذر زمان باشه که ما اینجوری شدیم، من شخصا خیلی دوست دارم سالیان بعد همه ی بچه های کلاس جمع بشن دور هم، حتی اونایی که تشکیل خانواده دادن با خونوادشون بیان.
واقعا دوست خوب داشتن نعمتی است،
دوشنبه 26 آبان‌ماه سال 1393 ساعت 06:45
+ sahar
Alan in yade gozashteha bood aghaye raanaeiiii ya inke
...
khob hadaghal mostaghim bgid ma ham dar jaryane etefaghat bashim
adam konjkav mshe khob
امتیاز: 2 0
پاسخ:

قبول دارم، جوری نوشتم که هر کسی متوجه نمیشه!!!!!!
دوشنبه 26 آبان‌ماه سال 1393 ساعت 17:06
+ مریم
هنوزم خاطرات اون روزا واسم شیرینن
امتیاز: 2 0
پاسخ:
بله مگه میشه شیرین نباشند
دوشنبه 26 آبان‌ماه سال 1393 ساعت 17:33
+ ...
کاش زندگی آدما جوری بود که هیچ وقت حسرت گذشته رو نمیخوردن.........
امتیاز: 1 0
پاسخ:
برخلاف اونچیزی که همه میگن گذشته ها گذشته، من عقیده دارم گذشته همراه با آدم هستش، اکنونِ ما رو اعمال گذشتمون ساخته. گذشته برای حسرت نیست، گذشته ی آدم یعنی خودِ واقعی آدم.
حسرت خوردن برای چیزی که گذشته کار ابلهانه ای است، هیچوقت خاطرات خوب گذشته رو با به کار بردن چیزی به اسم حسرت خراب نمی کنم
دوشنبه 26 آبان‌ماه سال 1393 ساعت 17:35
+ رهگذر
آقای رعنایی واضح تر سخن بگویید تا حقایق آشکار شود و سیاهی ها از بین برود
امتیاز: 1 0
پاسخ:

اونایی که در جریان بودن خودشون با همین چند کلمه حقایق براشون آشکار شده و سیاهی ها از بین رفته!!!!!!
دوشنبه 26 آبان‌ماه سال 1393 ساعت 18:38
+ stellar
میگما آقا رعنایی حالا که به کامنتا جواب میدید،بی زحمت بگید اون سه تا عکسی که تو یکی از همین پستای اخری تو همین صفحه گذاشتید کی بودند؟؟؟عکس بچگی های کی بود!؟؟؟؟الان داشتم میخوندمشون هنوز هم نفهمیدم کی باید باشند،فک کنم یکیش اقای امیری باشه،یکیشم خودتونید،یکیشم اقای غریبزاده،البته فک کنم هرسه شو اشتباه گفتم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
والا عکس اولیه پیرهن زرده(!) من خودم بودم.
بعدشچش چندتا عکس کذاشتم گفتم حدس بزنید اینا کی هستن هر سه تا خواهرزاده های خودم بودن!!!!
دوشنبه 26 آبان‌ماه سال 1393 ساعت 18:41
+ امیری
سلاااام چیزی که واضحه آشخوووره منم (((((:
سال دیگه میام تو جمع ارشدیااا
حمیییییید کوجویی اذیتت کنم ):
امتیاز: 0 0
پاسخ:
منظورم تو نبودی!!!
دوشنبه 26 آبان‌ماه سال 1393 ساعت 18:58
+ خواجه احسنی
خدا خیر بده به اون بنده خدایی که این پیام رو توی واتساپ فرستاد و بچه ها رو دوباره به یاد هم انداخت...

دل من هم خیلی تنگ شده برای کلاسها، خصوصاً اذیت کردنها و بحث کردن هامون که غالباً نتیجه ای هم نداشت...

برای ما کنکوری های امسال دعا بفرمایید!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بله خدا خیرش بده.
ان شاء الله قبول میشید
دوشنبه 26 آبان‌ماه سال 1393 ساعت 19:40
+ مهدی
خب خانم Stellar میتونین خودتون یکی از همت کنندگان باشین.
ایمیل بدین دعوت نامه بفرستیم
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 27 آبان‌ماه سال 1393 ساعت 00:45
+ فلاحی=stellar
آقای حسنزاده شما که در جریان اوضاع وخیم من هستید!!!!
علی الحساب امتحان دارم نمیتونم همت کنم...در حد همون کامنت گذاشتن در خدمتم...
فعلا درگیر اقتصاد خرد هستم که جناب صدرایی اینقدر عالی بهمون درس داده که هنوز نمیدونم مبحثش چیه!!!تازه هرروزم داره لاگرانژ میگیره نمیدونم این لاگرانژا کی تموم میشه
همچین خرد بهمون درس داده که اگر خوده هال واریانو هم بیارم جلوش بهش بگم بهش درس بده بنده خدا واریانم گیج میشه...
والااا...حداقل تو کارشناسی یکی پیدا میشد تا باهم یه ...به سر بگیریم ولی الان هیچکی نیست...!!!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
البته من فکر میکنم این مهدی، دارابی باشه، نه حسن زاده!!!!
یعنی حدس میزنما.
حاضرم همه چیزم رو بدم ولی یکبار سر کلاس صدرایی بشینم.
استادامون گل بودن خدایی
سه‌شنبه 27 آبان‌ماه سال 1393 ساعت 19:59
+ فلاحی
نمیدونم چرا فکر کردم آقای حسنزاده هست!!!
یعنی واقعا اینقدر دلتون برا صدرایی تنگ شده؟؟؟؟؟
ولی بنده اگه به جای شما بودم هرگز همچین چیزی درخواست نمیکردم...یه وقت دیدین به قول قدیمیا مرغ آمین از اونورا رد شد ارزوتون برآورده شدااا...بعد پشیمون میشید!!!
خلاصه از ما گفتن بود...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
نه فقط برای صدرایی، بلکه برای شهنازی و دهقان و کریم و حتی صمدی و هادیان!!!!!!!!!
واقعا دوران کارشناسی بهترین دوران بود، قدر شیراز رو حالا بیشتر میدونم
سه‌شنبه 27 آبان‌ماه سال 1393 ساعت 20:02
+ unknown user
یه گروه تو لاین راه بندازید خووو
بچه ها رو دور هم جمع کنید
امتیاز: 0 0
پاسخ:
وایبر و واتس اپ و لاین و... این چیزا سرجاش، کلاس میت چیزی دیگه است
چهارشنبه 28 آبان‌ماه سال 1393 ساعت 07:00
+ +refighe fabrik
امتیاز: 0 0
پاسخ:
جمعه 14 آذر‌ماه سال 1393 ساعت 04:22
+ tanhaaaaaa
Refighe fabriketon kiye??????
امتیاز: 0 0
پاسخ:
منم نمیدونم!!!!!!!!