X
تبلیغات
نماشا
رایتل

classmate

همکلاسی
سه‌شنبه 17 آذر‌ماه سال 1394

راهی برای بازگشت....

به نام نگارنده ی دفتر هستی.

هر انسانی گاه نیاز داره با خودش خلوت کنه و درد و دل،

سکوت این وبلاگ به مانند درونی خسته و قلبی آزرده برایم بود،

به راستی چه فرقی میکرد که من با خود درد و دل کنم یا با این وبلاگ....

روزها و ماه ها و حال دیگر سال ها گذشتند......

 ما هم گذشتیم.....

خیلی دوست دارم بدونم مابقی بچه ها در چه حالی هستند،

راستش میدونم اکثراً فراموش کردید....

 و هر کسی در مسیر سرنوشت خویشتن گام بر میداره.

چه خوبه که ذهنیت ها همیشه مثبت بمونه، 

بی اغراق، بی غلو به یاد همتون هستم..

 بحث های فلسفی دگدور غریب....

 دفاعیات پناهی از مرحوم شریعتی....

 خانم افضل و خوراکی های خوشمزه ای که میوردن....

موسیو بهادری و شیرین بیانی بی نظیرش....

روح الله گرامی فرد و علییییییییییییییییییی گفتناش!!!

خانم حسینی و مهربونیاش برای بچه های کلاس.....

دارابی و خودم که همیشه سرکلاس پیش هم می نشستیم....

خانم گرجی فرد و علاقشون به فردریش هگل( تز، آنتی تز، سنتز)...

خانم فلاحی و حاضر جوابی....

مصیب حسینی و فرهنگ و سیاست.....

احسان خضری و جبهه ی پایداری....

علیرضا امیری و مرداب.....

دنیل سلیمانی و تکست های زبان اصلی.....

صالحی نیا و آسونه.....

خانم پرنگ و نهج البلاغه( ارائه ی ایشون در کلاس مبانی جامعه شناسی ترم دو)....

خانم بیطرف و تافل....

خانم حنایی و فمینیسم....

خانم محتشمی و میگوهای خوشمزه....

خانم چشمه ماهتاب و رایزن اصلی برای رفع کدورت ها.....

مهدی حسن زاده و دستپخت بی نظیر مادر گرامیشون....

خانم خواجه احسنی و اصالت مذهب.....

خانم ها طاعمی و جعفری و همشهری و شرجی و جنوب و خونگرمی...

خانم فلاحی و شحصیت حقیقی یک دانشجو....

خانم ایزدپناه و لهجه ی شیرازی....

خانم مددی و ابهت و اقتدار کلاس...

خانم مرادپور و زود دیر شدن...

و کلام آخر...

هرکجا که هستید امیدوارم شاد باشید، چون ما اونقدرها در این دنیا فرصت نداریم که بخوایم غصه بخوریم، دیر یا زود باید گذاشت و گذشت،

چه خوب که سالیان بعد اگر به گذشته نگاهی انداختیم حسرت نخوریم که وای بر من ...

چون از کشتزار خود بی خبرم آسوده می چرم، آه اگر از پس امروز بُود فردایی...


همه عمر بر ندارم سر از این خمار و مستی

که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی

یاحق


نظرات (3)
نام :
ایمیل : [پنهان می ماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
جمعه 2 بهمن‌ماه سال 1394 ساعت 00:10
+ mar mar
یاد تک تک لحظات اون چهارسال بخیر واقعا...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
و جز این یادش بخیر گفتن ها کاری از دستمان بر نمیاد...........
یادش بخیر............
جمعه 2 بهمن‌ماه سال 1394 ساعت 01:08
+ الهام فلاحی
سلام اقای رعنایی.حالتون چطوره؟
یادش بخیر امشب برگشتم به اون دوره و زمان هامون.اتفاقا چند روز پیش دانشگاه بودم دوباره تمام خاطرات برام تداعی شد واقعا دلم برای همه چیز تنگ شده.راستی یادتون نره من کلی صفات دیگه هم داشتم اونا رو ننوشتید☺
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام خانم فلاحی، ممنون حال من خوبه، امیدوارم حال شما هم مثل حال من خوب و یا بهتر باشه، خاطرات هستند برای تداعی شدند، و البته بسیاری از خاطرات هرگز از صفحه ی ذهن آدمی پاک نخواهند شد. در مورد صفات متعدد حضرتعالی که هیچ بحثی نیست و بر منکرش لعنت، منتها من اولین چیزی که در مورد هر یک از بچه ها به یادم اومد رو نوشتم، البته در مورد برخی از دوستان خودم نشد اولین چیزی که به ذهنم اومد رو بنویسم!!!!!!! بنا به دلایلی!!!!!!!!
شنبه 25 اردیبهشت‌ماه سال 1395 ساعت 22:01
+ همکلاسی قدیمی
خیلی باحال بود
بازم پست بذار
امتیاز: 0 0