سلام امیدوارم از این شعر لذت ببرید {مخصوصا شیلاتی ها}
و پیشنهاد میکنم شعرهای سیمین رو حتما بخونید
ای رفته ز دل ، رفته ز بر ، رفته ز خاطر
بر من منگر تاب نگاه تو ندارم
بر من منگر زانکه به جز تلخی اندوه
در خاطر از آن چشم سیاه تو ندارم
ای رفته ز دل ، راست بگو ! بهر چه امشب
با خاطره ها آمدهای باز به سویم؟
گر آمده ای از پی آن دلبر دلخواه
من او نیم او مرده و من سایه ی اویم
من او نیم آخر دل من سرد و سیاه است
او در دل سودازده از عشق شرر داشت
او در همه جا با همه کس در همه احوال
سودای تو را ای بت بی مهر ! به سر داشت
من او نیم این دیده ی من گنگ و خموش است
در دیده ی او آن همه گفتار ، نهان بود
وان عشق غم آلوده در آن نرگس شبرنگ
مرموزتر از تیرگی ی شامگهان بود
من او نیم آری ، لب من این لب بی رنگ
دیری ست که با خنده یی از عشق تو نشکفت
اما به لب او همه دم خنده ی جان بخش
مهتاب صفت بر گل شبنم زده می خفت
بر من منگر ، تاب نگاه تو ندارم
آن کس که تو می خواهیش از من به خدا مرد
او در تن من بود و ، ندانم که به ناگاه
چون دید و چها کرد و کجا رفت و چرا مرد
من گور ویم ، گور ویم ، بر تن گرمش
افسردگی و سردی ی کافور نهادم
او مرده و در سینه ی من ، این دل بی مهر
سنگی ست که من بر سر آن گور نهادم ...
سیمین بهبهانی











.چندوقتی میشه که پست نذاشتم٬راستشو بخواین اصلا حوصله نداشتم.میدونید چی شد که یهو پیدام شد؟آخه سر و کله ی یه کسایی پیدا شده که حسابی دارن پاشونو از گلیمشون درازتر میکنن
.ما هم شوخی بلدیم٬و هم جنبه ی شوخی رو داریم٬ولی فکر نمیکنم این الفاظ(خر قبرس و ...) برا شوخی مناسب باشه٬اینا مال کساییه که سر کوچه لنگ میندازن محبوبه و مرضیه خانم(شیلات).درسته فضا مجازیه٬ولی ادب که مجازی و غیر مجازی نداره


