وضع عمومی پسران پس از امتحان
توسط: مهدی در 9:15 PM
مصیب حسینی:تا ظهر که پیشش بودم داشت با خودش پینگ پونگ بازی میکرد 
مجتبی پناهی:تا قیل اینکه یبام بیمارستان داشت چاقوشو تیز میکرد(حالا واسه کی؟؟؟؟؟؟) 
راستی علیرضا رعنایی رو ندیدین بعد از امتحان غیبش زده
تو راه بیمارستان صالحی نیارو دیدم داشت میرفت نمایشگاه کتاب(گمووونم حل التمرین.....)
راستی دیوار کور بودسرش محکم خورد به خسرو الانم بیمارستان پیششم دمشون گرم وایرلس خوابگاه دستغیب چقدر قویه!!!!!!!!! دیلی لییییییینگ دیییییییدینگ زییینگ میگ میگ!!! الو.............
سند شیش دونگ ندارین از شما چه پنهون مجتبی و علیرضا رعنایی دم خونه هادیان گرفتن(به اتهام مردم ازاری زنگ زدن فرار کردن)همینجا چال بشه
خسرو!خسرو!خسرو!!!!!!.......
داره هذیون میگه هییییییییییییییییییییییییس گوش کنید:
برو درس بخون نگو چیست دس
که جان داردو جان شیرین خوش اس































چه حس بدی بود اون لحظه ای که ۳۰ تا سوال تستی اومد جلو چشمم.چه حس بدی بود اون موقع که فهمیدم نمره منفی داره و من هم همشو شانسی زدم.به قول سحر فقط از اسمم و شماره دانشجوییم مطمئنم.ولی هر بلایی که به سرم بیاد فقط نصفی از حقمه.تا من باشم دیگه درسا رو روی هم تلنبار نکنم واسه شب امتحان.به هر حال هر چی بود گذشت و من تا همین حالا داشتم اشک میریختم.ازتون خواهش میکنم اگه واسه خودتون دعا میکنین کنارش اسم منم ببرین تا خدا یه نظری هم به ما داشته باشه خواهش میکنم...

































